تبليغاتX
زبور عشق
یکشنبه هشتم شهریور 1388
کلام اميرالمومنين(عليه السلام) درباره ي کربلا
امام صادق (عليه السلام) فرمود:((هنگامي که اميرالمومنين(عليه السلام)از کربلا مي گذشت اشک از ديدگان مبارکش جاري شده فرمود:اينجا محل پياده شدن آنها،و اينجا محل بار انداختن اين هاست،و اينجا خون آنها ريخته خواهد شد.خوشا به حال تو اي تربت که خون دوستان بر تو ريخته مي شود.))1
و فرمود:((يکي دو ميل به کربلا مانده بود که امير المومنين (عليه السلام) از مردم جلو افتاده،خود را به محل دفن شهيدان رساند....سپس درحاليکه بر استر سوار بود پاهاي مبارک را از رکاب خارج و گرد آنها دور مي زد و مي فرمود:اينجا محل نزول و محل به زمين افتادن شهداست،کسي از پيشينيان در فضيلت از آنان سبقت نگرفته و هيچ کس از آيندگان نيز به رتبه ي آنان نخواهد رسيد.))2
ابن عباس مي گويد::(در جنگ صفين ،هنگامي که به نينوا رسيديم ، امير المومنين (عليه السلام)گريه زيادي نمود و نماز بسيار به جاي آورد و سپس لحظه اي به خواب رفت.در عالم رويا امام حسين (عليه السلام)را ديده بود که در آن سرزمين غرق درياي خون است.
لذا آن حضرت فرمود:اين زمين کرب و بلا،يعني غم و اندوه و سختي و مشقت است.حسين به همرا هفده نفر از فرزندانم از اولاد فاطمه(عليها السلام)در آن دفن مي شوند.اين زمين در آسمان معروف و شناخته شده است و به عنوان زمين کرب و بلا ياد مي شود.))3


1)کامل الزيارات،ص269
2)بحار جلد41،ص295
3)بحارجلد44،ص252

+ نوشته شده در 13:35 توسط سعیده
دوشنبه پنجم مرداد 1388
اعیاد شعبانیه مبارک...

اعیاد شعبانیه مبارک

حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام :

آگاه‌ باشيد كه‌ يكى‌ از نعمتهاى‌ الهى‌ بر شما حاجات‌ و نيازهاى‌ مردم‌ به‌ شما است‌،
پس‌ از اين‌ نعمتها بيزار نشويد كه‌ برمى‌گردند و به‌ جاى‌ ديگر مى‌روند.

(بحار الانوار، ج‌ 78، ص‌ 121)

 

حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام :

گريه‌ از روى‌ ترس‌ از خدا، موجب‌ رهايى‌ از آتش‌ است‌.

 (مستدرك‌ الوسايل‌، ج‌ 11، ص‌ 245)

 


صد دينار حواله حضرت اباالفضل العباس عليه السلام

ثقه الاسلام جناب آقاي حاج شيخ علي رضا گل محمدي ابهري زنجاني، شب 27 جمادي الثانيه سال 1416 هـ ق در حرم مطهر كريمه اهل بيت حضرت فاطمه معصومه عليها السلام نقل كرد:

يكي از اهالي كربلا، عربي را مي‌بيند كه در حرم حضرت قمر بني  هاشم ابوالفضل العباس عليه السلام كنار ضريح مطهر ايستاده و با حضرت سخن مي‌گويد.

آقا جان، صد دينار از شما پول ‌مي‌خواهم؛ مي‌د‌هي كه بده و اگر نمي‌دهي مي‌روم به حرم حضرت سيدالشهداء امام حسين عليه السلام شكايت شما را به آن حضرت مي‌كنم.

سپس سرش را به طرف ضريح مطهر برده و مي‌گويد: فهميدم، فهميدم! و از حرم بيرون مي‌رود. عرب مزبور به بازار رفته و به يكي از مغازه داران مي‌گويد: آقا فرموده است صد دينار به من بده. او مي‌گويد: نشاني شما از آقا چيست؟ مي‌گويد: به اين نشان، كه پسر شما مريض شده و شما صد دينار نذر حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام كردي؛ بده! و او هم صد دينار را مي‌دهد.

ناقل مي‌گويد: به مرد عرب گفتم: چطور شد با حضرت صحبت كردي و نتيجه گرفتي. گفت: به حضرت گفتم اگر پول ندهي، ميروم شكايت شما را به برادرت امام حسين عليه السلام مي‌كنم. اينجا بود كه ديدم حضرت، داخل ضريح ظاهر شد و در حاليكه روي صندلي نشسته بود، حواله‌اي به من داد.من هم رفتم و از بازار گرفتم.


بخشی از دعای حضرت سجاد(ع) چون به نماز بر می خاست بدین صورت به سپاس وحمد
خداوند عزوجل ابتدا می کرد و می گفت:

حمد خدائى را كه اوّل همه آثار هستى اوست و قبل از او اوّلى نبوده، و آخر است بى‏آنكه پس از او آخرى
باشد، خدايى كه ديده بينندگان از ديدنش قاصر، و انديشه
و فهم وصف كنندگان از وصفش عاجز است. به دست قدرتش آفريدگان را ايجاد كرد،
و آنان را براساس اراده خود صورت بخشيد، آنگاه همه را در راه اراده خود راهى نمود،
و در مسير محبت و عشق به خود برانگيخت.

 

+ نوشته شده در 2:11 توسط سعیده
جمعه چهارم بهمن 1387
تواضع امام حسين (عليه السلام)

 ابن اثير در كتاب اسد الغابه مى‏ نويسد:

كان الحسين رضى الله عنه فاضلا كثير الصوم و الصلوة و الحج و الصدقة و افعال الخير جميعها (1)

حسين (ع) بسيار روزه مى‏ گرفت و نماز مى‏ گزارد و به حج مى‏ رفت و صدقه مى‏ داد و همه‏ ى كارهاى پسنديده را انجام مى‏داد. شخصيت حسين بن على (ع) آنچنان بلند و دور از دسترس و پر شكوه بود كه وقتى با برادرش امام مجتبى (ع)، پياده به كعبه مى ‏رفتند، همه‏ ى بزرگان و شخصيت‏هاى اسلامى به احترامشان از مركب پياده شده، همراه آنان راه پيمودند. (2)

احترامى كه جامعه براى حسين (ع) قائل بود بدان جهت بود كه او با مردم زندگى مى ‏كرد ـ از مردم و معاشرتشان كناره نمى ‏جست ـ با جان جامعه هماهنگ بود، چونان ديگران از مواهب و مصائب يك اجتماع برخوردار بود و بالاتر از همه ايمان بى تزلزل او به خداوند او را غمخوار و ياور مردم ساخته بود.
و گرنه، او نه كاخ‏ هاى مجلل داشت و نه سربازان و غلامان محافظ ؛ و هرگز مثل جباران راه آمد و شد را به گذرش بر مردم نمى‏ بستند و حرم رسول الله (ص) را براى او خلوت نمى‏ كردند ...اين روايت يك نمونه از اخلاق اجتماعى اوست،:
روزى از محلى عبور مى ‏فرمود، عده‏اى از فقرا بر عباهاى پهن شده اشان نشسته بودند و نان پاره‏هاى خشكى مى‏ خوردند، امام حسين (ع) مى ‏گذشت كه تعارفش كردند و او هم پذيرفت، نشست و تناول فرمود و آنگاه بيان داشت:

ان الله لا يحب المتكبرين. (3)
خداوند متكبران را دوست نمى‏ دارد.
سپس فرمود: من دعوت شما را اجابت كردم، شما هم دعوت مرا اجابت كنيد. آنها هم دعوت آن حضرت را پذيرفتند و همراه جنابش به منزل رفتند، حضرت دستور داد هر چه در خانه موجود است به ضيافتشان بياورند، (4) و بدين ترتيب پذيرايى گرمى از آنان به عمل آمد و نيز درس تواضع و انسان دوستى را با عمل خويش به جامعه آموخت.

شعيب بن عبد الرحمن خزاعى مى‏ گويد:
چون حسين بن على (ع) به شهادت رسيد، بر پشت مباركش آثار پينه مشاهده كردند علتش را از امام زين العابدين (ع) پرسيدند، فرمود: اين پينه ‏ها اثر كيسه‏ هاى غذايى است كه پدرم شب ها به دوش مى ‏كشيد و به خانه ‏ى زن هاى شوهر مرده و كودكان يتيم و فقرا مى‏ رسانيد. (5)

شدت علاقه امام حسين (ع) را به دفاع از مظلوم و حمايت ‏از ستم ديدگان مى ‏توان در داستان ارينب و همسرش عبد الله بن سلام دريافت، كه اجمال و فشرده‏اش را در اينجا متذكر مى ‏شويم :
يزيد به زمان ولايت عهدى، با اين كه همه نوع وسائل شهوترانى و كام جويى و كامروايى از قبيل پول، مقام، كنيزان رقاصه و...در اختيار داشت چشم ناپاك و هرزه‏اش را به بانوى شوهردار عفيفى دوخته بود.
پدرش معاويه به جاى اين كه در برابر اين رفتار زشت و ننگين عكس العمل كوبنده ‏اى نشان دهد، با حيله‏ گرى و دروغ پردازى و فريبكارى، مقدماتى فراهم ساخت تا زن پاكدامن مسلمان را از خانه‏ ى شوهر جدا ساخته به بستر گناه آلوده‏ ى پسرش يزيد بكشاند.حسين بن على (ع) از قضيه با خبر شد در برابر اين تصميم زشت ايستاد و نقشه ‏ى شوم معاويه را نقش بر آب ساخت و با استفاده از يكى از قوانين اسلام، زن را به شوهرش عبد الله بن سلام بازگرداند و دست تعدى و تجاوز يزيد را از خانواده‏ى مسلمان و پاكيزه‏ اى قطع نمود و با اين كار همت و غيرت الهى ‏اش را نمايان و علاقمندى خود را به حفظ نواميس جامعه ‏ى مسلمان ابراز داشت و اين رفتار داستانى شد كه در مفاخر آل على (ع) و دنائت و ستمگرى بنى اميه، براى هميشه در تاريخ به يادگار ماند. (6)

علائلى در كتاب «سمو المعنى» مى‏نويسد: ما در تاريخ انسان به مردان بزرگى برخورد مى‏ كنيم كه هر كدام در جبهه و جهتى عظمت و بزرگى خويش را جهانگير ساخته‏ اند يكى در شجاعت، ديگرى در زهد، آن ديگر در سخاوت، و...اما شكوه و بزرگى امام حسين (ع) حجم عظيمى است كه ابعاد بى نهايتش هر يك مشخص كننده‏ ى يك عظمت فراز تاريخ است، گويا او جامع همه ‏ى والايى‏ها و فرازمندى‏هاست. (7)


1 ـ اسد الغابه، ج 2، ص 20.
2 ـ ذكرى الحسين ، ج 1 ، ص 152 ، به نقل از رياض الجنان ، چاپ بمبئى ، ص 241 ـ انساب الاشراف.
3 ـ سوره‏ ى نحل ، آيه‏ ى 22.
4 ـ تفسير عياشى ،ج 2 ، ص 257.
5 ـ مناقب ، ج 2 ، ص 222.
6 ـ الامامة و السياسه ، ج 1 ، ص 253 به بعد.
7 ـ از كتاب سمو المعنى ، ص 104 به بعد نقل به معنى شده است.

كتاب: پيشواى سوم حضرت امام حسين (ع)، ص 23
سايت تبيان
 

+ نوشته شده در 17:38 توسط سعیده
چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387
رجعت امام حسين (عليه السلام) در قرآن و روايات(2)

ب- رجعت امام حسين عليه السلام در روايات
يکي از منابع چهارگانه فقه اسلامي، حديث و سنت مي باشد. و به همين خاطر براي اثبات بعضي از احکام، قواعد و اعتقادات ديني ناگزير از رجوع به احاديث و سنن منقول از پيامبر(ص) و ائمه عليهم السلام هستيم، که اين مطلب درباره" رجعت" نيز صادق است. يعني براي پي بردن به کم و کيف رجعت در کنار استدلال به قرآن کريم و عقل، بايد از احاديث و روايات نيز بهره گرفت.

بايد دانست درباره امر رجعت و حوادث پيرامون آن روايات و احاديث فراواني در کتب روائي و حديثي مضبوط است. تا جايي که " شيخ حرعاملي در کتاب الايقاظ من الهجعة بالبرهان علي الرجعة،600 حديث- درباره رجعت- روايت کرده است"(8) ولي از آنجا که بحث ما پيرامون رجعت امام سوم عليه السلام مي باشد، فقط به برخي از رواياتي که در آنها به رجعت آن حضرت تصريح گرديده مي پردازيم.

روايت اول:
" قطب راوندي و ديگران از جابر از امام محمد باقر(ع) روايت کرده است که حضرت امام حسين(ع) در صحراي کربلا، پيش از شهادت فرمودند:... اول کسي که زمين شکافته مي شود و از زمين بيرون مي آيد من خواهم بود و بيرون آمدن من همراه مي شود با بيرون آمدن اميرالمومنين و قيام قائم ما..."(9)

اين روايت که علامه مجلسي آن را در حق اليقين آورده است بر اين نکته تصريح مي فرمايد که اولين رجعت کننده در هنگامه رجعت امام حسين(ع) مي باشد .

روايت دوم:
"... عياشي از حضرت امام جعفرصادق(ع) روايت کرده است که اول کسي که به دنيا بر مي گردد حضرت امام حسين(ع) است و اصحاب او و يزيد و اصحاب او، پس همه ايشان را بکشد مثل آن که ايشان را کشته اند."(10)

در اين روايت علاوه بر آنچه قبلا بدان اشاره نموديم يعني اولويت امام حسين(ع) در رجعت، به رجعت اصحاب آن حضرت و نيز مخالفان و دشمنان ايشان هم اشاره گرديده و همانطور که ملاحظه مي شود تصريح گرديده که در واقعه رجعت گويي صحنه حماسه آفرين عاشورا بار ديگر تکرار گرديده و مجددا مقاتله اي بين آن حضرت و سپاه يزيد درمي گيرد که سرانجام و عاقبت آن، همانا پيروزي و غلبه سپاه امام(ع) بر سپاه کفر بوده و در واقع انتقام فجايع حادثه عاشورا از يزيديان گرفته مي شود و البته اين انتقام گيري از ظالمان و ستمگران تنها منحصر به واقعه عاشورا نبوده، بلکه مطابق روايتي که از امام کاظم(ع) وارد گرديده، در هنگامه رجعت بسياري از مؤمنان از دشمنان خود طلب حقوق پايمال شده خويش را مي نمايند و علاوه بر آن از عده اي از دشمنان خود، انتقام مي گيرند:"... در رجعت ارواح مؤمنان با ارواح دشمنان ايشان به سوي بدن ها برمي گردند تا حق خود را از ايشان استيفاء کنند و هر که ايشان را عذاب و شکنجه کرده باشد از او انتقام بگيرند و..."(11)

روايت سوم:
"... از حضرت امام محمد باقر عليه السلام روايت گرديده که اول کسي که در رجعت برخواهد گشت حضرت امام حسين عليه السلام خواهد بود و آن مقدار حکومت خواهد کرد که از پيري موهاي ابروهاي او بر روي ديده اش آويخته شود."(12)

مطابق اين روايت و روايات مشابه ديگر، در هنگامه رجعت براي برخي از ائمه عليهم السلام دوراني است که در طي آن در پهنه گيتي به حکمراني پرداخته و حکومت مي نمايند، که از جمله آنها امام حسين عليه السلام است که دوران حاکميت آن حضرت بسي طولاني خواهد بود. بايد دانست که از اين روايت استفاده مي شود که فاصله بين قيام حضرت صاحب عليه السلام و رجعت تا وقوع رستاخيز و برپا شدن قيامت، فاصله اي طولاني خواهد بود که در اين فاصله همانطور که گفتيم عده اي از اولياء الهي حکومت مي کنند و دنيا، روزگاري سرشار از صلح و صفا را به خود خواهد ديد. دوراني که نشاني از ظلم و ستم وجود ندارد و " نيکان به ديدن دولت ائمه عليهم السلام[ خوشحال شده] و ديده هاي ايشان روشن مي گردد..."(13)

از آنچه گفتيم نتيجه گرفته مي شود که اولا امر رجعت امري حتمي الوقوع مي باشد و ثانيا اين امر تنها منحصر به برخي از صلحاء و اشقياء مي شود و نه همه آنها، که از آن جمله اند، امام حسين عليه السلام که نخستين مراجعت کننده به دنيا است و پس از انتقام گيري از پديدآورندگان فاجعه عاشورا و گستردن صلح و صفا و آرامش در عرصه گيتي، مدت بسياري را به اداره امور عالم و حاکميت بر جهان بشريت مي گذارند.


8. حسين عمادزاده، منتقم حقيقي، ص 482.
9. علامه مجلسي، حق اليقين، ج2، ص 7.
10. همان، ص 11 و ص12.
11. همان، ص 7.
12. همان.
13. همان، ص

+ نوشته شده در 11:46 توسط سعیده
یکشنبه بیست و دوم دی 1387
رجعت امام حسين (عليه السلام) در قرآن و روايات
رجعت چیست؟

 رجعت را که عبارت است از " بازگشت گروهي از مؤمنان خالص" و " طاغيان و کفار بسيار شرور" بعد از ظهور حضرت مهدي(عج) و در آستانه رستاخيز"! بايد از جمله اموري دانست که اعتقاد بدان خاصه پيروان مکتب تشيع مي باشد.(1) و از جانب امامان بزرگوار شيعه عليهم السلام تأکيدات فراواني بر اعتقاد بدان وارد گرديده است، تا بدانجا که در حديثي از امام جعفر صادق(ع) عدم ايمان به آن، همسنگ و هم وزن انکار ايشان قرار داده شده و کساني را که بدين موضوع اعتقاد ندارند، خارج از دايره" امامت و ولايت" معرفي فرموده اند" از ما نيست کسي که ايمان به رجعت نداشته باشد..."(2)

بايد دانست امر رجعت اگر چه در ابتدا براي ما آدميان که محصور در حصار ماديات هستيم شگفت آور و عجيب به نظر مي رسد، و به همين دليل گاهي در اين امر شک و ترديد نموده و حتي زماني هم پا را فراتر نهاده و به انکار آن مي پردازيم! ولي اگر عقل معادانديش را که با حجاب هاي هوي و هوس پوشيده نشده باشد به کار گيريم و در اين امر کمي انديشه کنيم خواهيم ديد که بنا به چندين و چند دليل عقلاني، وقوع رجعت، جاي هيچگونه استبعاد و شگفتي ندارد. و نيز اگر در آيات قرآن کريم غور و بررسي نماييم بدين نکته پي مي بريم که در اين کتاب آسماني دهها آيه وجود دارد که هر يک به نوعي اثبات کننده موضوع رجعت مي باشند و نه تنها آيات قرآن کريم که احاديث و روايات بسياري را در کتب معتبر حديثي مي توان مشاهده کرد که بر وقوع رجعت تأکيد دارند.

و اما همانطور که از تعريف رجعت که در صدر اين نوشتار آمد، برمي آيد، رجعت يعني اعتقاد به بازگشت " مؤمنان خالص" و " کفار و ظالمان خالص"، آنان که در طول حيات دنيوي خود جزو رهبران و سردمداران ايمان و کفر محسوب مي شده اند، و بدين ترتيب درمي يابيم که امر رجعت تنها شامل عده اي از انسانها مي شود و نه همه آنها! همانطور که در حديثي از امام جعفر صادق(ع) مي خوانيم که فرمود:" رجعت عمومي نيست بلکه جنبه خصوصي دارد، تنها گروهي بازگشت مي کنند که ايمان خالص يا شرک خالص دارند."(3)

و مطابق اين حديث شريف از جمله کساني که در هنگامه رجعت به اين عالم برمي گردند کساني هستند که در ايمان، خالص و ناب بوده اند و به تعبير رساتر، امام مؤمنان و مولاي صالحان و مقتداي پرهيزگاران گرديده اند، که يکي از آنها سالار شهيدان و سرور آزادگان حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام مي باشد، که در برخي از آيات قرآن کريم و نيز تعداد کثيري از روايات و احاديث به رجعت آن حضرت تصريح گرديده است و آن را امري حتمي الوقوع دانسته اند، که ذيلا به دو نمونه از آيات قرآن کريم و تعدادي از روايات اسلامي که در خصوص رجعت آن حضرت وارده شده است اشاره مي نمائيم.

الف- رجعت امام حسين(ع) در قرآن کريم

همانطور که قبلا گفتيم در قرآن کريم پيرامون مسئله رجعت و نيز رجعت حسين بن علي عليهماالسلام، آيات فراواني وجود دارد تا بدانجا که گفته اند:" در قرآن 18 آيه صريح در باب رجعت است"(4) و از جمله اين آيات، آيات ششم و هفتم از سوره مبارکه نازعات مي باشند:

" در آن روز که زلزله هاي وحشتناک همه چيز را به لرزه درمي آورند و به دنبال آن حادثه دومين رخ مي دهد."

اين دو آيه شريف اشاراتي دارند به حوادثي که قبل از وقوع قيامت و رستاخيز روي مي دهند که از جمله آنها زلزله اي وحشتناک است که همه چيز را در هم ريخته و نظام جهان را دگرگون مي سازد.

" حضرت امام جعفر صادق عليه السلام در (تأويل) اين آيه شريفه فرموده اند:

" لرزاننده، امام حسين عليه السلام - منظور رجعت امام به دنيا است که تحول و دگرگوني ايجاد مي کند-  و حادثه دومين، علي بن ابيطالب عليه السلام است.

نخستين فردي که ( در رجعت) قبر او شکافته شده( و از آن بيرون مي آيد) و خاک را از سر مي زدايد، حسين بن علي عليهماالسلام است."(5)

و نيز در اين زمينه بايد به آيه ششم از سوره مبارکه اسراء اشاره کرد، که خداوند عزيز در اين آيه مي فرمايد.

" آنگاه شما را روبروي آنها قرار داده و بر آنها غلبه دهيم و به مال و فرزندان نيرومند، مدد بخشيم و عده جنگجويان شما را بسيار گردانيم."

اين آيه شريفه نيز طبق روايتي که از امام جعفر صادق(ع) وارد گرديده، به موضوع رجعت امام حسين(ع) اشاره دارد، چرا که آن حضرت فرمود: اول کسي که به دنيا برمي گردد حضرت امام حسين(ع) و اصحاب او و يزيد و اصحاب او خواهند بود پس همه ايشان را بکشد مثل آن که ايشان کشته اند چنانچه حق تعالي فرموده است: ثم رددنا لکم..."(6)

 و باز در روايت ديگري امام صادق(ع) در تأويل همين آيه مي فرمايد:" ثم رددنا لکم الکرة عليهم"  اشاره است به خروج امام حسين(ع) با هفتاد نفر از اصحابش... و به مردم گويند که اين حسين است که بيرون آمده است تا مؤمنان وي شک  نکنند و بدانند که دجال و شيطان نيست و حضرت قائم در آن وقت در ميان ايشان باشد..."(7)

با توجه به دو آيه فوق الذکر اين نکته به دست مي آيد که امر رجعت و نيز رجعت امام حسين(ع) از نظرگاه اين کتاب آسماني امري شدني خواهد بود و به همين دليل جاي شگفتي در آن وجود ندارد.

 

1. تفسير نمونه، ج15، ص555.
2. علامه مجلسي، حق اليقين، ج2، ص2.
۳. تفسير نمونه، ج15، ص560.
4. حسين عمادزاده، منتقم حقيقي، ص 481.
5. فضائل و سيره امام حسين(ع) در کلام بزرگان، عباس عزيزي، ص 69.
6. حق اليقين، ج2، ص12. 
۷. حق اليقين، ج2، ص16.

 ادامه دارد....

+ نوشته شده در 14:8 توسط سعیده
یکشنبه هشتم دی 1387
محرم...

باز محرم رسيد، دلم چه ماتمزده
کسي ميان اين دل، خيمه ماتم زده

باز محرم رسيد، شدم چه حيران و مست
از اين همه عاشقي، دوباره ام مست مست

باز محرم رسيد، ميکده ها وا شدند
تمام عاشقانت، واله و شيدا شدند

امام باقر(عليه السلام) فرمود:((امام حسين (عليه السلام) درحاليکه مظلوم و محزون بود ، با لب تشنه و دلي پرحسرت در کربلا به شهادت رسيد. پس خداي عزوجل بر خويش قسم ياد کرد که هرکس حسرتي يا حزني داشته باشد ، يا گناهکار يا غمناک يا عطشان باشد و يا داراي آفت و مرضي باشد و به زيارت آن حضرت مشرف شده و به واسطه ي آن بزرگوار به درگاه خداوند تقرب جويد ، خداوند غم و اندوه او را برطرف و حاجتش را روا کند.گناهانش را ببخشد و عمر او را طولاني کند و رزق و روزي او را وسعت دهد.پس اي صاحبان بصيرت ، عبرت بگيريد.))1

امام صادق (عليه السلام) فرمود:((هيچ غمناک و محزوني به زيارت کربلا نرود ، مگر اينکه خداي عزوجل حزن او را برطرف و حاجتش را روا سازد.))2

امام باقر و امام صادق _عليه السلام) هر دو فرمودند:((يکي از عطيه هاي خداوند به امام حسين (عليه السلام) در قبال شهادت آن بزرگوار ، اين بود که قبر آن حضرت را محل استجابت دعا قرار داده است))3

در روايتهاي متعددي آمده است:((امام هادي (عليه السلام) بيمار شده بود و مي فرمود:کسي را از جانب من و با خرج خودم به کربلا بفرستيد تا آنجا برايم دعا کند.خدمت حضرت عرض شد:مقام ومنزلت شما نزد خداي متعال کمتر از حرم امام حسين (عليه السلام) نيست.در جواب فرمود:
((خداي متعال را مکانهايي هست که دوست دارد در آنجا اورا بخوانند و او اجابت کند و حائر (حرم امام حسين (عليه السلام) از جمله ي آنهاست))۴

1)کامل الزيارات ص168- بحار ج101 ص46
2)کامل الزيارات ص 167- بحار ج100 ص261
۳)وسائل الشیعه ج۱۰ ص۳۲۹
۴)کافی ج۴ ص۵۶۷

          التماس دعا   

 

+ نوشته شده در 11:57 توسط سعیده