تبليغاتX
زبور عشق
سه شنبه هفدهم آبان 1384
وداع امام حسین (ع) با امام سجاد (ع) در روز عاشورا
نقل شده است که امام حسين(ع) وارد بر خيمه ي امام سجاد (ع) شد و ديد آن حضرت براثر تب شديدي

 که داشت از حال رفته است و زينب کبري (ع) از او پرستاري مي کند آن حضرت کنار بدن زين العابدين

(ع) نشست و در حاليکه به صورتش مي نگريست اشک از ديدگانش جاري بود و در اثر اصابت اشک امام

به صورتش چشمانش را گشود و تا نگاهش به آن حضرت افتاد خواست که برخيزد اما به جهت  شدت

ضعفش نتوانست به عمه اش فرمود؛ مرا به سينه ات تکيه ده تا بتوانم بنشينم و او نيز چنين کرد و آن

حضرت را نشانيد.


امام حسين (ع) احوالش را پرسيد ؛ امام سجاد (ع) عرضه داشت خدا را شکر و سپاس مي گويم سپس

 فرمود؛ پدر جان بالاخره کار شما با اين لشکر مخالف به کجا انجاميد؟


آن حضرت فرمود ؛ پسرم شيطان بر آنها مسلط شده است و ياد خدا از دهان آنها بيرون رفته است و جنگ

شديدي بين ما و آنها صورت گرفت که بر اثر آن خون زيادي از ما و آنها به زمين ريخته است . امام سجاد

(ع) پرسيد ؛پدر جان عمويم عباس (ع) کجاست؟ در اين حال زينب (ع) با شنيدن اين سوال با چشمي پر

 اشک به چهره  امام حسين (ع) نظاره کرد تا ببيند او چه جوابي مي فرمايد , آن حضرت فرمود ؛ پسرم

عمويت را کشتند و در کنار شط فرات دستهايش را جدا کردند.


امام سجاد (ع) چنان منقلب شد که از شدت گريه بي هوش شد و پس از لحظه اي تا به هوش آمد

عرضه داشت؛ پدر جان برادرم علي اکبر (ع) کجاست؟حبيب بن مظاهر کجاست؟مسلم بن عوسجه

کجاست؟زهير بن قين کجاست؟


در اين لحظه امام حسين (ع) سخن او را قطع کرد و فرمود؛ پسر جانم بدانکه در خيمه ها مردي جز من و

تو باقي نمانده است و همه به شهادت رسيده اند امام سجاد (ع) لحظه اي گريه کرد و سپس به عمه

اش فرمود شمشير و عصايي بياوريد.


امام حسين (ع) فرمود؛ شمشير و عصا را براي چه منظور مي خواهي؟ عرض کرد عصا براي اينکه به آن

تکيه کنم و شمشير براي اينکه با آن از حريم پسر رسول خدا (ع) حمايت کنم چرا که خير و سعادتي در

زندگي بعد از تو نمي باشد.


امام حسين (ع) در حاليکه او را به سينه اش چسبانده بود فرمود؛ پسرم تو بهترين و پاک ترين ذريه و

عترت من هستي تو جانشين من بر اين زنان و کودکان غريب و يتيم و مظلوم مي باشي از آنها که در

چنين وضعيت سختي قرار گرفته اند حمايت و سرپرستي کن و مونس و غمخوار آنها باش , آنها هيچ

مردي غير از تو ندارند سپس آن حضرت فرمود؛ اي زينب (ع) اي ام کلثوم, اي سکينه , اي فاطمه سخنم

را بشنويد و بدانيد که اين پسرم جانشين من بر شماست و امامي است که اطاعتش واجب است سپس

 ادامه داد و فرمود؛ اي پسرم به شيعيانم سلامم را برسان و به آنها بگو که پدرم را غريبانه کشتند پس به

 مصيبت او و به شهادت او ناله و گريه کنيد.

التماس دعا


     

+ نوشته شده در 23:21 توسط سعیده
یکشنبه هشتم آبان 1384
نماز شبهای ماه مبارک / حضرت اسماعیل (ع) و کربلا
سلام دوستان عزیز.طاعات و عبادات شما قبول . به روزهای آخر ماه مبارک نزدیک می شیم . خیلی

سخته از سفره ی پر برکت خدا بلند شدن. امیدوارم با دست پر این سفره ی عظیم رو ترک کنیم. انشاااله

عزیزان بعد از ماه مبارک انشاالله در مورد علائم ظهور و وظایف منتظران حضرت قائم می نویسم 

چون چند تا از دوستان از من خواسته بودن که امیدوارم مورد قبول واقع شود.

                                   *****************************

نماز شب بيست و ششم:هشت ركعت در هر ركعت حود و صد مرتبه توحيد


نماز شب بيست و هفتم:چهار ركعت در هر ركعت حود و ((تبارك الذي بيده الملك))و اگر نتواند بيست و

پنج مرتبه توحيد


نماز شب بيست و هشتم:شش ركعت در هر ركعت حمد و صد مرتبه آية الكرسي و صد مرتبه توحيد و

صد مرتبه كوثر و بعد از نماز صد مرتبه صلوات بر و آل محمد


نماز شب بيست و نهم:دو ركعت در هر ركعت حمود و بيست  مرتبه توحيد


 نماز شب سي ام:دوازده ركعت در هر ركعت حمود و بيست مرتبه توحيد و بعد از فارغ شدن صد مرتبه

صلوات بر محمد و آل محمد

التماس دعا


حضرت اسماعيل(ع) و كربلا


روايت شده است كه چوپاني مشغول چرانيدن گوسفندان بود به رودي رسيدند و گوسفندان را جهت

 نوشيدن آب به آنجا هدايت كرد وي با تعجب ديد گوسفندان با اينكه همه تشنه هستند و به طور طبيعي

 نياز به آب دارند اما هيچ كدام از آن آب نمي خورند و هر چه او تلاش مي كند به نتيجه اي نمي رسد


چوپان نزد حضرت اسماعيل آمد و داستان را نقل كرد .آن حضرت به كنار رود و گوسفندان آمد و صحنه را از

نزديك ملاحضه كرد و بسيار موجب تعجب ايشان شده بود كه جناب جبرئيل بر آن حضرت نازل شد و

گفت:اي اسماعيل بهتر است علت ننوشيدن آب را از گوسفندان بپرسي؟


آن حضرت خطاب به جمع گوسفندان نمود و از علت استنكاف آنها از نوشيدب آب سوال فرمود. در اين

هنگام به اذن خدا يكي از گوسفندان زبان به سخن گشود و گفت: اي اسماعيل بهدرستيكه ما

مطلعشديم كه فرزند پيامبر آخرالزمان به نام حسين (ع) در كنار همين رود با لب تشنه و در حال غربت به

 شهادت مي رسد و ما به جهت اعلام حزن در شهادت آن حضرت لب به اين آب نمي زنيم و ذره اي از آن

نمي آشاميم.


حضرت اسماعيل سوال كرد قاتل فرزند پيامبر آخرالزمان كيست؟


پاسخ داد كسي  او را مي كشد كه مورد لعن اهل آسمان ها و زمين مي باشد آن گاه حضرت اسماعيل

 با حالت حزن و اندوه فرمود:((خدا لعنت كند قاتل حسين را ))


 

+ نوشته شده در 23:15 توسط سعیده