روزي ابو حمزه ي ثمالي بر حضرت سجاد (ع) وارد شد و حضرت
را در حال گريه ديد عرض کرد: مولای من اين همه گريه و بي تابي
شما براي چيست؟
آيا عموي شما حمزه کشته نشد؟ آيا جد شما علي (ع) با
شمشير کشته نشد؟ کشته شدن عادت شما خانواده است و
شهادت عطيه اي الهي از آن شماست.
امام فرمود: اي ابو حمزه خداوند به تو جزاي خير دهد چنان که
گفتي کشته شدن براي ما عادت است...ولي اي ابو حمزه
(( هل سمعت اذ ناک ام رات عيناک ان امراة مناسبيت و هتکت
قبل يوم عاشورا؟
آيا هرگز شنيده اي يا ديده اي که تا قبل از عاشورا زني از خانواده
ي ما به اسارت رفته باشد و هتک هرمت شده باشد؟))
به خدا سوگند اي ابو حمزه !
هر وقت به عمه ها و خواهرانم نگاه مي کنم به ياد فرار کردن آنها در بيابان مي افتم که از خيمه اي به
خيمه اي ديگر فرار مي کردند و دشمن فرياد مي زد:((احرقوا بيوت الظالمين خيمه ي ستمکاران را به
آتش بکشيد !))(1)
حضرت امام حسين (ع) در لحظات آخر عمر شريفش و در نفس آخرش گريه مي کرد و در آن حال به نوع
گريه نيز اشاره کرده اند آنچنان که در آن حال مي گفت:(( ابکي اليک يا رب مکروبا))
يعني: گريه مي کنم با قلبي پر از غم و غصه.
سپاه عمر سعد با نواميس آن حضرت چنان کرد که دل مبارک آن حضرت در لحظات آخر پر از درد و وجع و
غصه بود لذا به خداوند عرض کرد: ابکي اليک مکروبا.(2)
حضرت رضا (ع) فرمود: ((ان يوم الحسين اقرح جفوننا و اسبل دموعنا و اذل عزيزنا بارض کرب و بلإ الي
يوم الانقضا حادثه عاشورا اشک ما را روان ساخت و خون در چشم ما جاري کرد و عزيز ما را در
سرزمين غم و اندوه خوار ساخت و تا روز قيامت براي ما غم و غصه به ميراث گذاشت)) (3)
1-مجمع مصائب اهل بيت ، الخطيب الهندوبي ج 1 ، ص 24
2-شيخ جعفر شوشتري ، 23 مجلس
3-بحار الانوار ، ج44 ، ص 284
عزیزان التماس دعا