تبليغاتX
زبور عشق
شنبه بیست و هفتم آبان 1385
سخنان حضرت زينب (عليه السلام) و امام سجاد (عليه السلام) در مجلس عبيد الله بن زياد(قسمت اول)

ابن زياد در کاخ اختصاصي خود  و به همگان اجازه ورود به مجلس داد . به دستور او سر مقدس امام حسين(عليه السلام) را آوردند و در برابرش گذاشتند و به دنبال آن زنان و کودکان اهل نبوت را وارد مجلس کردند. زينب (عليه السلام) به طور نا شناس وارد مجلس شد و در گوشه اي نشست .
ابن زياد پرسيد : اين زن کيست؟گفته شد : زينب (عليه السلام) دختر علي (عليه السلام) است.
ابن زياد رو به زينب کرد و گفت: (( سپاس خداوندي را که شما را رسوا کرد و دروغ شما را در گفتارتان آشکار نمود.)) زينب (عليه السلام) در پاسخ گفت:فقط شخص فاسق رسوا مي باشد و بدکار دروغ مي گويد و او ديگري است نه ما.))
ابن زياد گفت: (( ديدي خدا با برادر و خاندانت چه کرد؟))
زينب(عليه السلام) فرمود:(( به جز زيبايي چيزي نديدم. اينان افرادي بودند که خداوندمقام شهادت را سرنوشتشان ساخت . از اين رو داوطلبانه به خوابگاه هاي خود شتافتند . به زودي خداوند بين آنان وتو را جمع کند تا تو را به محاکمه بکشند. اکنون بنگر در آن محاکمه که چه کسي پيروز و چه کسي مغلوب و درمانده است؟ مادرت به عزايت بنشيند اي پسر مرجانه.))
ابن زياد از گفتار آتشبار زيني(عليه السلام)خشمگين شد به گونه اي که گويي تصميم کشتن زينب (عليه السلام) را گرفت. عمربن حريث که در مجلس حاضر بود به ابن زياد گفت: اين زني بيش نيست و زن را نبايد به گفتارش ماخذه کرد.. ابن زياد (براي فرونشاندن آتش خشمش) به زينب(عليه السلام) گفت:(( خداوند دل مرا با کشتن حسين(عليه السلام) گردنکش تو و افراد قانون شکن فاميلت شفا بخشيد.))
زينب(عليه السلام) فرمود: (( به جان خودم سوگند بزرگ فاميل مرا کشتي و شاخه هاي مرا بريدي و ريشه ي مرا کندي ، اگر شفاي دل تو در اين است باشد.))
ابن زياد گفت:(( اين زن چه با آهنگ و قافيه سخن مي گويد. به خدا قسم پدرش نيز شاعري قافيه پرداز بود.
زينب ( عليه السام) فرمود:((اي پسر زياد زن را با قافيه پردازي چه کار؟و من تعجب مي کنم از کسي که با قتل امامانش دلش را شفا مي بخشد و مي داند که فدراي قيامت آنها از او انتقام مي گيرند.))


                   

 

  ثواب فرستادن صلوات

عامه از اميرالمومنين (ع)روايت کرده اند که فرمود  :
((اذامررتم بالمسجد فصلوا علي النبي صل الله عليه و آله))
((هر گاه از مسجدي عبور کرديد بر پيغمبر (ع) صلوات بفرستيد ))
چون نظر بر مسجد افتد بايد صلوات فرستاد .
در بعضي از روايات مذکور است که هنگام ورود و خروج از مسجد بگويد :
(( اللهم صل علي محمد و آل محمد))
و اما از طريق اصحاب ما حديثي در خصوص صلوات فرستادن در وقت دخول و خروج مسجد در نظر نيست نهايت از آنجا که براي هر يک دعايي بلکه چند دعا روايت شده است و تا وقتي که صلوات فرستادن پيش از دعا کردن و بعد از آن از لوازم است و تا وقتي که صلوات فرستاده نشود دعا محجوب مي ماند و به اجابت نمي رسد بايد که البته صلوات فرستيد
همچنين از فاطمه دختر امام حسين(ع) روايت شده که :
((وقتي رسول خدا (ص) داخل مسجد مي شد صلوات مي فرستاد و بعد از آن مي گفت:))
((رب اغفرلي ذنوبي و افتح لي ابواب رحمتک))
و چون مي آمد صلوات و سلام مي فرستاد و مي فرمود:
((رب اغفرلي ذنوبي و افتح لي ابواب فضلک ))
رسول خدا (ص) مي فرمودند :
(( حيثما کنتم فصلوا علي فان صلا تکم تبلغني ))
(( هر جا که باشيد بر من درود فرستيد زيرا درود شما به من مي رسد ))
در هر جا که اسم مبارک حضرت محمد (ص)برده شود خواه خود مذکور نمايد و خواه از کسي بشنود در آن مقام فرستادن صلوات واجب است و مراد اين است .
در نوشته هايي از امام رضا (ع) پيرامون شرايع دين آمده:
1(( صلوات بر محمد و آل محمد در همه جا و هنگام عطسه کردن و ورزيدن باد و ذبح گوسفند و غيره واجب است.))
ابن عباس مفسر معروف در تفسير آيه (( يا ايها الذين آمنوا ...)) گفت :
2(( در نماز در مسجد و در هر جا که هستيد و در خطبه عقد ازدواج صلوات بر او را فراموش نکنيد. ))

 

            ((اَللَّهُمَّ صَلَّ عَلي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ))

 


1)تفسير صافي فيض ذيل آيه 56
۲)پرورش روح ج 2 ص 348

 

التماس دعا

+ نوشته شده در 14:8 توسط سعیده