با سلام به شما دوستان عزيز و مهربون . ممنون از همراهيتون با ( زبور عشق ). متاسفم از اينکه ( زبور عشق ) دير به روز ميشه . درس ها زياد شدن و کمتر فرصت ميشه تا وبلاگ رو به روز کنم ، اما هميشه نظرات گرانبهاي شما عزيزان رو مي خونم . در اين ماه عزيز من رو از دعاي خيرتون بي بهره نزاريد که بسيار بسيار محتاجم....يا علي
سپس ابن زياد متوجه امام سجاد(ع) شد و گفت تو کيستي ؟ امام سجاد (ع) فرمود علي بن الحسين (ع) هستم ابن زياد گفت .
مگر خداوند علي بن حسين را نکشت؟ امام سجاد (ع) فرمود من برادري به نام علي (ع)اکبر داشتم که مردم او را کشتند.ابن زياد گفت بلکه خدا او را کشت . امام سجاد(ع) فرمود خداوند ارواح را به هنگام مرگ قبض مي کند.
ابن زياد از پاسخهاي قاطع امام سجاد (ع) خشمگين شد و گفت آري آيا تو تا اين حد جرئت داري که جواب مرا مي دهي؟ اين را ببريد و گردن بزنيد . حضرت زينب (ع) خود را سپر امام سجاد (ع) قرار داد و خطاب به ابن زياد زد((آن همه از خون ما را که ريختي براي تو کافي است)) سپس دست به گردن امام سجاد(ع) انداخت و گفت ((اگر مي خواهي اين را بکشي مرا نيز با او بکش)) ابن زياد به زينب (ع) نگريست و گفت : (( شگفتا از پيوند خويشاوندي که او دوست دارد که من او را با علي بن الحسين (ع) بکشم او را واگذاريد که همان بيماري که دارد او را بس است))
امام سجاد(ع) رو به زينب (ع) کرد و فرمود عمه جان آرام باش تا من با او سخن بگويم . سپس به ابن زياد رو کرد و گفت اي پسر زياد آيا مرا از مرگ مي ترساني مگر نمي داني که کشته شدن عادت ماست و شهادت مايه سربلندي ما مي باشد آنگاه ابن زياد دستور داد تا امام سجاد(ع) و خاندانش را به خانه کنار مسجد اعظم کوفه بردند (و در آنجا جا دادند ) و بعد دستور داد سر بريده امام حسين(ع) را در کوچه هاي کوفه گرداندند.
زيد ابن ارقم در مجلس ابن زياد حاضر بود . رو به ابن زياد گفت : من ديدم که رسول خدا (صلي الله عليه و آله وسلم) حسن (عليه السلام) را روي زانوي راست و حسين (عليه السلام) را روي زانوي چپ خود مي گرفت و دستش بر يافوخ (نرمي سر) آنها مي نهاد و مي گفت من اين دو وصالح مومنين علي (عليه السلام) را به پيشگاه تو به وديعه مي گذارم .(يعني حسن و حسين (عليه السلام) و علي (عليه السلام) امانتهاي پيامبر (صلي الله عليه و آله ) هستند.).بنا بر اين اي پسر زياد بگو تو چگونه با امانتهاي رسول خدا (صلي الله عليه و آله وسلام) رفتار کردي؟
*******************************
ثواب فرستادن صلوات
امام صادق (عليه السلام ) فرمودند که رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم )فرمودند :
(( در هر مجلسي که ذکر خدا و ياد خدا نباشد و صلوات بر من فرستاده نشود آن مجلس براي اهلش مايه حسرت و وبال خواهد بود. ))
حال در مجلس گناه و معصيت بهتر است که حرمت صلوات حفظ شود و اصلا صلواتي فرستاده نشود مثل مجالس بازيگران و معرکه گيران يا مثلا صلواتي که فروشندگان کالا و اجناس براي گرمي معرکه مي فرستند.
ديگر آنکه براي صلوات فرستادن دل و زبان بايد يکي باشد ، يعني در حالت غفلت زبان مشغول ذکر صلوات نباشد بلکه با حواس جمع مشغول صلوات باشد .
هنگام فرستادن صلوات بايد به گونه اي عمل کرد که گويي پيامبر حاضر است و مستقيما به آن حضرت سلم مي کنيم.(1)
((اَللَّهُمَّ صَلَّ عَلي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ))
1)اصول کافي ، ج 4 ، ص254