ب- رجعت امام حسين عليه السلام در روايات
يکي از منابع چهارگانه فقه اسلامي، حديث و سنت مي باشد. و به همين خاطر براي اثبات بعضي از احکام، قواعد و اعتقادات ديني ناگزير از رجوع به احاديث و سنن منقول از پيامبر(ص) و ائمه عليهم السلام هستيم، که اين مطلب درباره" رجعت" نيز صادق است. يعني براي پي بردن به کم و کيف رجعت در کنار استدلال به قرآن کريم و عقل، بايد از احاديث و روايات نيز بهره گرفت.
بايد دانست درباره امر رجعت و حوادث پيرامون آن روايات و احاديث فراواني در کتب روائي و حديثي مضبوط است. تا جايي که " شيخ حرعاملي در کتاب الايقاظ من الهجعة بالبرهان علي الرجعة،600 حديث- درباره رجعت- روايت کرده است"(8) ولي از آنجا که بحث ما پيرامون رجعت امام سوم عليه السلام مي باشد، فقط به برخي از رواياتي که در آنها به رجعت آن حضرت تصريح گرديده مي پردازيم.
روايت اول:
" قطب راوندي و ديگران از جابر از امام محمد باقر(ع) روايت کرده است که حضرت امام حسين(ع) در صحراي کربلا، پيش از شهادت فرمودند:... اول کسي که زمين شکافته مي شود و از زمين بيرون مي آيد من خواهم بود و بيرون آمدن من همراه مي شود با بيرون آمدن اميرالمومنين و قيام قائم ما..."(9)
اين روايت که علامه مجلسي آن را در حق اليقين آورده است بر اين نکته تصريح مي فرمايد که اولين رجعت کننده در هنگامه رجعت امام حسين(ع) مي باشد .
روايت دوم:
"... عياشي از حضرت امام جعفرصادق(ع) روايت کرده است که اول کسي که به دنيا بر مي گردد حضرت امام حسين(ع) است و اصحاب او و يزيد و اصحاب او، پس همه ايشان را بکشد مثل آن که ايشان را کشته اند."(10)
در اين روايت علاوه بر آنچه قبلا بدان اشاره نموديم يعني اولويت امام حسين(ع) در رجعت، به رجعت اصحاب آن حضرت و نيز مخالفان و دشمنان ايشان هم اشاره گرديده و همانطور که ملاحظه مي شود تصريح گرديده که در واقعه رجعت گويي صحنه حماسه آفرين عاشورا بار ديگر تکرار گرديده و مجددا مقاتله اي بين آن حضرت و سپاه يزيد درمي گيرد که سرانجام و عاقبت آن، همانا پيروزي و غلبه سپاه امام(ع) بر سپاه کفر بوده و در واقع انتقام فجايع حادثه عاشورا از يزيديان گرفته مي شود و البته اين انتقام گيري از ظالمان و ستمگران تنها منحصر به واقعه عاشورا نبوده، بلکه مطابق روايتي که از امام کاظم(ع) وارد گرديده، در هنگامه رجعت بسياري از مؤمنان از دشمنان خود طلب حقوق پايمال شده خويش را مي نمايند و علاوه بر آن از عده اي از دشمنان خود، انتقام مي گيرند:"... در رجعت ارواح مؤمنان با ارواح دشمنان ايشان به سوي بدن ها برمي گردند تا حق خود را از ايشان استيفاء کنند و هر که ايشان را عذاب و شکنجه کرده باشد از او انتقام بگيرند و..."(11)
روايت سوم:
"... از حضرت امام محمد باقر عليه السلام روايت گرديده که اول کسي که در رجعت برخواهد گشت حضرت امام حسين عليه السلام خواهد بود و آن مقدار حکومت خواهد کرد که از پيري موهاي ابروهاي او بر روي ديده اش آويخته شود."(12)
مطابق اين روايت و روايات مشابه ديگر، در هنگامه رجعت براي برخي از ائمه عليهم السلام دوراني است که در طي آن در پهنه گيتي به حکمراني پرداخته و حکومت مي نمايند، که از جمله آنها امام حسين عليه السلام است که دوران حاکميت آن حضرت بسي طولاني خواهد بود. بايد دانست که از اين روايت استفاده مي شود که فاصله بين قيام حضرت صاحب عليه السلام و رجعت تا وقوع رستاخيز و برپا شدن قيامت، فاصله اي طولاني خواهد بود که در اين فاصله همانطور که گفتيم عده اي از اولياء الهي حکومت مي کنند و دنيا، روزگاري سرشار از صلح و صفا را به خود خواهد ديد. دوراني که نشاني از ظلم و ستم وجود ندارد و " نيکان به ديدن دولت ائمه عليهم السلام[ خوشحال شده] و ديده هاي ايشان روشن مي گردد..."(13)
از آنچه گفتيم نتيجه گرفته مي شود که اولا امر رجعت امري حتمي الوقوع مي باشد و ثانيا اين امر تنها منحصر به برخي از صلحاء و اشقياء مي شود و نه همه آنها، که از آن جمله اند، امام حسين عليه السلام که نخستين مراجعت کننده به دنيا است و پس از انتقام گيري از پديدآورندگان فاجعه عاشورا و گستردن صلح و صفا و آرامش در عرصه گيتي، مدت بسياري را به اداره امور عالم و حاکميت بر جهان بشريت مي گذارند.
8. حسين عمادزاده، منتقم حقيقي، ص 482.
9. علامه مجلسي، حق اليقين، ج2، ص 7.
10. همان، ص 11 و ص12.
11. همان، ص 7.
12. همان.
13. همان، ص